ده واقیت جالب در مورد کهکشان راه شیری 

پنجشنبه 02 اسفند 1397, 23:00:00
 
ده واقعیت جالب در مورد کهکشان راه شیری

 

همه عمرتان اینجا زندگی کرده اید اما واقعاً درمورد کهکشان راه شیری چه می دانید؟ احتمالاً می دانید که مارپیچی است که 100،000 سال نوری امتداد دارد. تصمیم گرفته ایم شما را با حقایق بیشتری درمورد این کهکشان آشنا کنیم.

 

1) مارپیچی مسدود شده است.

 
ده واقعیت جالب در مورد کهکشان راه شیری
احتمالاً می دانید که راه شیری کهکشانی مارپیچ و احتمالاً زیباترین نوع کهکشان است. آنها بازوهای بسیار بزرگ و باعظمتی دارند که از یک قطب مرکزی یا توده ای ستاره درخشان بیرون می آید. مارپیچ های آن ظاهری خارق العاده دارند: یک سد مستطیل شکل از ستاره ها در مرکز به جای یک کره و بازوها از دو انتهای سد پرتو می افکنند. ستاره شناسان به این سد، حائل می گویند و ما یکی از اینها را داریم.
درواقع، سد ما واقعاً بزرگ است. این سد با طولی برابر با 27،000 سال نوری از اکثر  سدها بزرگتر است.

 

2) حفره ی سیاه بسیار بزرگی با چگالی بسیار بالا در قلب آن وجود دارد.
درست در قلب کهکشان یک دیو زندگی می کند: یک حفره بزرگ سیاه (سیاه چاله). می دانیم که به خاطر تاثیر جاذبه آنجا قرار دارد و ستاره های نزدیک مرکز کهکشان با سرعتی فوق العاده به دور آن می گردند. با سرعتی هزاران کیلومتر در ثانیه به دور مدار آن میگردند و سرعت شگفت انگیر آن شیئی که اسیرشان کرده را تسلیم خود می کند. با کمی ریاضی پایه می توان گفت که آن توده باید برای رسیدن به مقیاس کیهانی سرعت ستاره ها را به چهار میلیون برابر خورشید برساند. بااینحال در تصاویر هیچ چیز دیده نمی شود. پس چه چیز می تواند 4،000،000 برابر خورشید باشد ولی هیچ نوری از خود ساتع نکند؟
درست است، یک حفره سیاه (سیاه چاله).
بااینکه بسیار بزرگ است اما به یاد داشته باشید که خود کهکشان 200 میلیارد برابر حجم خورشید است، به همین دلیل در واقعیت حفره سیاه در مرکز فقط یک شکاف کوچک از حجم کلی کهکشان است. و هیچ خطر سرازیر شدن در آن برای ما وجود ندارد. هر چه که باشد 250،000،000،000،000،000 کیلومتر از ما دور است.

حال تصور می شود که یک حفره سیاه بسیار بزرگ با چگالی بسیار زیاد در مرکز کهکشان با خود کهکشان شکل می گیرد و در واقعیت ابرهایی که خارج آن به دلیل فرو ریختن اجرام در این سیاه چاله ایجاد میشود، بر شکل گیری ستاره ها در کهکشان تاثیر دارند. بنابراین، حفره های سیاه می توانند خطرناک باشند اما این امکان وجود دارد که تولد احتمالی خورشید—و تولد زمین به همراه آن—به کمک همین طوفانها به وجود آمده است.

3) کهکشانهای دیگر را می بلعد.
کهکشان ها بزرگ هستند و توده های بسیار زیادی دارند. اگر کهکشان های کوچک دیگری از نزدیک یک کهکشان بزرگتر رد شوند، کهکشان بزرگتر می تواند ستاره ها و گازهای آن را جذب کند.
 

ده واقعیت جالب در مورد کهکشان راه شیری
راه شیری بسیار زیباست اما وحشی هم هست. اخیراً کهکشان های زیادی را بلعیده است. کمانهای زیادی از ستارگان که به دور مرکز راه شیری می چرخند را به سمت خود کشیده است. این کهکشان ها به کهکشان ما ملحق شده و کهکشان ما بزرگتر می شود. حقیقت این است که خوردن هرچه بیشتر کهکشان های دیگر، این کهکشان را گرسنه تر می کند.

 

4) ما در یک محله زیبا زندگی می کنیم…
راه شیری در فضا تنها نیست. ما بخشی از یک گروه کوچک کهکشان های نزدیک هستیم که گروه محلی نامیده می شوند. البته راه شیری سنگین ترین کهکشان محل است و کهکشان آندرومیدا کمی کوچکتر از آن است. کهکشان ترای آنگیولوم هم مارپیچی است اما آنقدرها بزرگ نیست و درکنار تعداد زیادی کهکشان دیگر در کنار راه شیری قرار گرفته است. همه اینها کنار هم تقریباً سه جین کهکشان در گروه محلی می شوند که بیشترین کهکشان های کوچک را دارد که تشخیص آنها بسیار مشکل است.

5) … و در حومه شهر هستیم.
گروه محلی کوچک و دنج است و همه چمنشان را مرتب می زنند و خانه هایشان را رنگ می کنند. این به خاطر آن است که اگر از دورتر نگاه کنیم ما در حومه زندگی می کنیم. شهرِ بزرگ موجود در این تصویر ، خوشه ویرگو مجموعه ای بزرگ از حدود 2000 کهکشان است که خیلی از آنها به اندازه راه شیری هستند یا حتی بزرگتر از آن. این نزدیکترین خوشه بزرگ است که مرکز آن تقریباً 60 میلیون سال نوری دور است. به نظر می رسد که راه شیری از نظر گرانشی به سمت آن کشیده می شود، به عبارت دیگر، ما جزئی از آن هستیم. جرم کلی خوشه به اندازه یک کادریلیون برابر جرم خورشید است.

6) فقط می توانید 000003/0 درصد آنرا ببینید.
وقتی در یک شب تاریک بیرون بروید، هزاران ستاره را در آسمان خواهید دید. اما راه شیری دویست میلیارد ستاره در خود دارد. شما فقط یک بخش خیلی خیلی کوچکی از تعداد ستاره هایی که به دور این کهکشان هستند را می بینید. درواقع، دورترین ستاره هایی که می توانید ببینید 100 سال نوری از شما فاصله دارند. بدتر اینکه، بیشتر ستاره ها آنقدر کم نور هستند که از فاصله ای نزدیک تر از آن هم دیده نمی شوند. خورشید تیره تر از آن است که از 60 سال نوری بیشتر دیده شود و خورشید درمقایسه با بیشتر ستاره ها بسیار بسیار روشن تر است. پس ستاره هایی که دور و بر خودمان می بینیم فقط قطره ای از اقیانوس راه شیری هستند.

7) 90 درصد آن نامرئی است.
وقتی به حرکت ستاره ها در کهکشان خودمان نگاه می کنید، می توانید با کمی کمک گرفتن از ریاضی و فیزیک مقدار توده های کهکشان را تعیین کنید. حتی می توانید تعداد ستاره های موجود در کهکشان را حساب کرده و حجم آنها را دربیاورید. مشکل اینجاست که هیچ دو عددی با هم تطابق ندارند: ستاره ها (و سایر چیزهای مرئی مثل گاز و گرد) فقط 10 درصد حجم کهکشان را تشکیل می دهند. پس 90 درصد بقیه کجاست؟

ده واقعیت جالب در مورد کهکشان راه شیری

 

هر چه که هست، حجم دارد اما نمی درخشد. به همین خاطر به آن شیء تیره می گوییم چون هیچ واژه مناسب تری برای آن پیدا نکردیم. می دانیم که حفره های تیره، ستاره های مرده، سیاره های طرد شده، گاز سرد و … نیستند و آنچه که باقی می ماند بسیار عجیب است. اما می دانیم که واقعی است و وجود دارد. فقط نمی دانیم که چیست.

 

8) بازوهای مارپیچی وهم است.
البته آنها به خودی خود وهم نیستند اما تعداد ستاره های موجود در بازوهای مارپیچ کهکشان ما خیلی متفاوت تر از تعداد موجود بین بازوها نیستند! بازوها مثل ترافیک شهری و مناطقی است که تراکم جمعیت بالا است. درست مثل یک ترافیک در اتوبان، ماشین ها وارد ترافیک شده و از آن خارج می شوند اما خود ترافیک تکان نمی خورد. درمورد بازوها هم ستاره هایی به آن وارد و از آن خارج می شوند اما بازوها همانجا می مانند.

باز هم مثل یک اتوبان، ابرهای دودی بزرگ می توانند در این بازوها جمع شوند که باعث می شود سقوط کنند و ستاره ها را تشکیل دهند. اکثر این ستاره ها کم نور هستند و عمر بلندی دارند به همین خاطر در آخر از بازوها بیرون می روند. اما بعضی از ستاره ها بسیار پرتراکم، داغ و روشن هستند و اطراف گاز را روشن می کنند. این ستاره ها خیلی عمر نمی کنند و قبل از اینکه بتوانند از بازوها خارج شوند می میرند. از آنجا که ابرهای گازی داخل این بازوها به این صورت روشن می شوند، همین باعث مشخص شدن بازوهای مارپیچی می شود.

ما به این دلیل بازوها را می بینیم که نور در آنجا بهتر است نه به این دلیل که ستاره ها آنجا جمع می شوند.

9) به طور جدی تاب دارد.
راه شیری دیسکی چاق با امتدادی برابر با 100،000 سال نوری و پهنایی برابر با چند هزار سال نوری است. تقریباً مقیاسی مثل یک جعبه DVD چهارتایی دارد.

آیا تا به حال یک DVD را زیر نور خورشید رها کرده اید؟ با گرم شدن ممکن است تاب بردارد. راه شیری هم همینطور است. این دیسک احتمالاً به خاطر تاثیر گرانشی یک جفت کهکشان ماهواره ای در گردش، قابل انعطاف است. یک طرف دیسک به سمت بالا و دیگری به سمت پایین تاب دارد. اگر به تصویر کهکشان آندرومیدا دقت کنید می بینید که از سمت راست به سمت بالا و از سمت چپ به سمت پایین تاب دارد. آندرومیدا هم کهکشان های ماهواره ای دارد و آن را هم درست مثل کهکشان ما تاب داده اند. البته این تاب تاثیری بر ما ندارد و فقط نکته جالبی بود درمورد کهکشان راه شیری.

ده واقعیت جالب در مورد کهکشان راه شیری

 

10) قرار است کهکشان آندرومیدا را خیلی بهتر بشناسیم.
صحبت از آندرومیدا شد، آیا تا به حال آنرا در آسمان دیده اید؟ با چشم غیرمسلح می توان آن را در شبی صاف و تاریک مشاهده کرد. کم نور اما بزرگ است. تقریباً هشت برابر ماه در آسمان است.

 

اگر به نظرتان این خیلی بزرگ نمی رسد، باید بگوییم که اندازه آن برابر با دو میلیارد سال نوری است.

کهکشان آندرومیدا و راه شیری با سرعتی برابر با 200 کیلومتر در ثانیه به سمت هم در حرکت هستند. یادتان هست گفتیم کهکشان های بزرگ کهکشان های کوچکتر را می خورند؟ حالا وقتی دو کهکشان بزرگ به هم برخورد می کنند یک آتش بازی حسابی راه می افتد. ستاره ها از نظر فیزیکی سقوط نمی کنند، در این مقیاس خیلی کوچکتر از آن هستند. اما ابرهای گازی سقوط می کنند و همانطور که قبلاً گفتیم وقتی این ابرها سقوط کنند، ستاره ساخته می شود. به همین دلیل انفجاری از تشکیل ستاره ها صورت می گیرد که هر دو کهکشان را نورانی می کند.
 

ده واقعیت جالب در مورد کهکشان راه شیری
در حال حاضر، گرانش متقابل هر دو کهکشان، قوس هایی عجیب و شگفت انگیز از ستاره و گاز می سازد. درست است که بسیار زیباست اما نشاندهنده یک خشونت در مقیاسی حماسی است.

 

چند میلیارد سال طول می کشد تا بالاخره این دو کهکشان به هم برخورد کنند و یکی شوند. آنها کهکشانی بسیار عظیم خواهند ساخت. درواقع، وقتی این اتفاق بیفتد خورشید همچنان دور آن خواهد بود. آیا نسل های بعد از ما شاهد این برخورد شگرف در تاریخ کهکشان ها خواهند بود؟

فکر کردن به آن هم واقعاً جالب است.

تا آن موقع این 10 نکته درمورد کهکشانی که در آن زندگی می کنید کافی به نظر می رسد. البته اگر بخواهید حقایق بیشتری در این رابطه بدانید باید مطالب بیشتری مطالعه کنید.

 

منبع:www.irannaz.com

 

تصاویر بی نظیر از زندگی جادر نشینی 

ﺳﻪشنبه 23 بهمن 1397, 22:22:00

منبع: reuters

 

مرد نمکی موزه ایران باستان 

جمعه 19 بهمن 1397, 01:12:00

اگر به موزه ایران باستان سر زده باشید، حتما ویترینی که مرد نمکی در آن قرار دارد را دیده‌اید. این مرد نمکی یکی از مجموع شش مومیایی کشف شده در معدن نمک چهرآباد استان زنجان است. مومیایی به جسدی می‌گویند که پوست و گوشت خشک شده آن در اثر تماس عمدی یا تصادفی با مواد شیمیایی، سرمای فوق‌العاده زیاد، رطوبت بسیار پایین یا عدم وجود هوا حفظ شده‌ باشد. در این گزارش باتوضیحات موزه ایران باستان درباره اولین مرد نمکی کشف شده در منطقه ذکر شده همراه می‌شویم. با کجارو همراه باشید.

مرد نمکی - موزه ایران باستان

در زمستان سال ۱۳۷۲، معدن‌کارهای نمک در ناحیه غرب شهرستان زنجان در معدن نمک چهر آباد واقع در یک کیلومتری جنوب روستای حمزه‌لو، به هنگام خاکبرداری و استخراج نمک از معدن زیر تپه‌های این منطقه، با نیم‌تنه یک جسد که دارای ریش و موی بلند و حلقه‌ گوشواره‌ای از جنس طلا در گوش چپ بود مواجه شدند.

مرد نمکی - موزه ایران باستان

پس از مطلع شدن اداره میراث فرهنگی زنجان، کاوش منطقه از تاریخ ۶ بهمن ۱۳۷۲ آغاز شد.

مرد نمکی - موزه ایران باستان

این حفاری‌ها منجر به کشف یک ساق پا درون چکمه چرمی، سه قبضه چاقو، شلوارک، شی نقره‌ای، قلاب سنگ، قطعات طناب چرمی، سنگ ساب، یک عدد گردو، قطعات سفال و چند تکه پارچه منقوش و قطعات خرد شده استخوان‌های جسد شد

مرد نمکی - موزه ایران باستان

مطالعات باستان‌شناسی معدن نمک روستای حمزه‌لو نشان داد که محل مزبور در دوران باستان موزد استفاده و استخراج قرار گرفته و تونل‌های متعددی در داخل آن ایجاد شده است.

مرد نمکی - موزه ایران باستان

جسد مزبور در اواسط همین تونل‌ها که حدود ۴۵ متر طول داشت به دست آمد.

مرد نمکی - موزه ایران باستان

پس از انجام کاوش‌های علمی باستان‌شناسی، این جسد به پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاریخی - فرهنگی سازمان میراث فرهنگی منتقل شد.

مرد نمکی - موزه ایران باستان

با انجام آزمایش‌های سال‌یابی به روش کربن ۱۴، که بر روی استخوان‌ها و پارچه‌های مجموعه مرد نمکی صورت گرفت، قدمتی حدود ۱۷۰۰ سال پیش (اواخر اشکانی - اوایل ساسانی، برای مرد نمکی تعیین شد.

مرد نمکی - موزه ایران باستان

آزمایش‌های DNA نشان داد که سن این مرد هنگام مرگ، ۱۷ سال بوده و قد او حدودا ۱۷۵ سانتی متر بوده است.

مرد نمکی - موزه ایران باستان

همچنین گروه خونی مرد نمکی با انجام آزمایش‌ها رو سلول‌های موی سر، +B مشخص شد. 

مرد نمکی - موزه ایران باستان

با انجام آزمایش‌های سی تی اسکن و رادیولوژی مشخص شد که مرد نمکی بر اثر سقوط ناگهانی درون یکی از گودال‌های معدن نمک و وارد شدن ضربه شدید به ناحیه راست جمجمه و صورت از بین رفته است.

مرد نمکی - موزه ایران باستان

مطالعات باستان‌شناسی بر روی مجموعه مرد نمکی نشان داد که به علت آرایش خاص موهای بلند سر و صورت، وجود گوشواره طلا در گوش چپ، چکمه چرمی با ساخت و دوخت بسیار ظریف و هنرمندانه و همچنین نوعی و بافت تکنیکی پارچه لباس و به دست آمدن شی نقره‌ای همراه با جسد، فرد مزبور یک کارگر ساده معدن نبوده، بلکه فردی عالی رتبه و دارای پایگاه اجتماعی بالا بوده است. اما علت حضور، سقوط و مرگ وی در معدن نمک چهرآباد همچنان در پرده راز و ابهام باقی مانده است.

 

منبع:www.kojaro.com

چطور از قطب نما استفاده کنیم؟ 

جمعه 21 دی 1397, 18:23:00

 

چطور از قطب نما استفاده کنیم؟

 


 

روش استفاده از قطب نما بسیار آسان است، ولی برای آنهایی که می خواهند

در مناطق نا آشنا سفر مطمئنی داشته باشند، قطب نما به تنهایی کافی نیست.

اولین چیزی که باید بیاموزید جهت های اصلی است: شمال(N)، جنوب(S)، شرق(E)

و غرب(W). در این میان جهت شمال از همه مهم تر است.

 

 


 

 

چطور از قطب نما استفاده کنیم؟

اگرچه انواع متعددی از قطب نما در بازار موجود است، ولی در اینجا بطرز کار با قطب نمای با صفحه قاعده ای که متداول تر است اشاره می شود. این قطب نما که در جریان جنگ جهانی دوم اختراع شد، صفحه مستطیلی شکلی دارد که روی آن پیکانی به نام جهت نمای مسیر (DIRECTION OF TRAVEL ARROW) حک شده است. همچنین عقربه دو رنگ مشکی و قرمز متحرکی در روی آن وجود دارد که همان سوزن قطب نما است. در برخی از قطب نما ها سوزن ممکن است قرمز و سفید باشد ولی، در هر حال، نوک آن یعنی قرمزش، همواره رو به قطب شمال مغناطیسی زمین خواهد ایستاد.

اگر می خواهید به سمتی بروید که بین دو جهت از چهار جهت اصلی قرار دارد، نام آن دو را با هم ادغام کنید. مثلا اگر مایلید به سمتی حرکت کنید که درست بین شمال و غرب واقع است، باید بفهمید شمال غرب بر روی قطب نما کجاست. سپس محفظه قطب نما را بچرخانید تا شمال غرب روی محفظه دقیقا جایی قرار گیرد که پیکان جهت نمای مسیر با آن تلاقی می کند.

قطب نما را در دستتان بگیرید. آن را کاملا صاف نگه دارید تا سوزن بتواند بچرخد. سپس خود شما به همراه دستتان و کل قطب نما بچرخید، فقط مطمئن شوید که محفظه قطب نما نمی چرخد. آن را همینطور بگردانید تا سوزن قطب نما با خطوط داخل محفظه قطب نما هم ردیف شود.

 

برای اینکه از مسیر خارج نشوید، حداقل در هر صد متر یک بار به قطب نما

نگاه کنید. ولی به قطب نما خیره نشوید. یکبار که جهت را یافتید نقطه ای در

دور دست را هدف قرار دهید و به آنجا بروید

 

دقت کنید تا بخش قرمز (شمال) سوزن، در جهت شمال محفظه قطب نما قرار گیرد. اگر جنوب آن در امتداد شمال قرار گیرد، دقیقا در خلاف جهت مورد نظر حرکت خواهید کرد. این اشتباه در میان مبتدیان بسیار متداول می باشد. لذا همواره کنترل مجددی داشته باشید تا مطمئن شوید درست عمل می کنید. مشکل دیگر می تواند جاذبه های مغناطیسی موضعی باشد. به همراه داشتن اشیائی از جنس آهن یا انواع مشابه آن می تواند باعث اختلال در حرکت عقربه شود. حتی وجود یک گیره کاغذ روی نقشه ممکن است مساله ساز شود. مطمئن شوید که اقلامی مشابه در اطراف قطب نما نباشد. همچنین احتمال تاثیر گذاری جاذبه های مغناطیسی موجود در خاک (انحراف مغناطیسی) نیز وجود دارد که بسیار نادر است.

چطور از قطب نما استفاده کنیم؟

اگر مطمئن هستید کارتان را درست انجام داده اید، به سمتی حرکت کنید که پیکان جهت نما نشان می دهد. برای اینکه از مسیر خارج نشوید، حداقل در هر صد متر یک بار به قطب نما نگاه کنید. ولی به قطب نما خیره نشوید. یکبار که جهت را یافتید نقطه ای در دور دست را هدف قرار دهید و به آنجا بروید. این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که از یک نقشه استفاده می کنید.

برای اجتناب از حرکت در جهت مخالف، باید خورشید را دنبال کنید. وسط روز خورشید تقریبا در جنوب است (در نیمکره جنوبی در شمال). بنابراین اگر ظاهرا به سمت شمال قرار گرفته اید و خورشید در صورت شما می تابد، باید قدری تجدید نظر کنید.

 

 

چه موقعی به این تکنیک نیاز دارید؟

زمانی که بدون نقشه در جایی قرار گرفته اید که نمی دانید کجاست، ولی اطلاع دارید که در نزدیکی تان جاده ای، کوره راهی، نهری و یا رودخانه ای وجود دارد، اگر با کمک قطب نما در جهت درست حرکت کنید، گم نخواهید شد. به این ترتیب می دانید که به کدام جهت بروید یا حداقل به طور تقریبی در کدام سو حرکت کنید تا به آنجا برسید. بنابراین تنها کار لازم این است که محفظه قطب نما را بچرخانید. به این ترتیب جهت حرکت، جایی خواهد بود که پیکان جهت نما با محفظه تلاقی می کند. اما نمی توان به این روش بسنده کرد چون این تکنیک چندان دقیق نیست. با کمک این روش در جهت صحیح حرکت کرده و دور خودتان نخواهید چرخید ولی باید خیلی خوش شانس باشید اگر با این روش بتوانید مکان کوچکی را بیابید!

اگر قصد دارید در منطقه ای ناشناخته، گردشی طولانی داشته باشید، همیشه به نقشه ای خوب که عوارض زمین (مثل کوه، صخره، دریاچه) را تحت پوشش خود داشته باشد، نیاز خواهید داشت. بخصوص اگر از جاده خارج می شوید. همین رابطه متقابل نقشه و قطب نما است که تاثیر آن را دو چندان می کند.

 

اگر مایلید به سمتی حرکت کنید که درست بین شمال و غرب واقع است،

باید بفهمید شمال غرب بر روی قطب نما کجاست. سپس محفظه قطب نما را

بچرخانید تا شمال غرب روی محفظه دقیقا جایی قرار گیرد که پیکان

جهت نمای مسیر با آن تلاقی می کند

 

 

استفاده ار قطب نما به همراه نقشه

چطور از قطب نما استفاده کنیم؟

این تکنیک بسیار با اهمیت بوده و باید به خوبی آموخته شود. زمانی که هم از قطب نما و هم از نقشه استفاده می کنید، قطب نما واقعا کارایی لازم را خواهد داشت و شما قادر خواهید بود تا در مناطقی که به آنها آشنایی ندارید، بدون نیاز به دنبال کردن جاده ها، با اطمینان و به دقت راه خود را پیدا کنید. به هر حال این کار قدری تمرین و تجربه می خواهد.

اصول کار تا حد زیادی مشابه آن چیزی است که در بخش قبل آمده است ولی این بار برای تعیین مسیر درست، از یک نقشه استفاده می کنید. نقشه ای را بردارید. در نگاه اول یک نقشه تعیین موقعیت بسیار پیچیده بنظر می رسد ولی عملا اینطور نیست. شما می خواهید از نقطه A که جاده را قطع می کندبه صخره ای واقع در نقطه B بروید. البته برای اینکه در استفاده از این تکنیک موفق شوید باید مطمئن باشید که واقعا در نقطه A هستید. حالا قطب نما را روی نقشه بگذارید طوری که لبه آن در نقطه A قرار گیرد. لبه مورد نظر، لبه ای است که با پیکان جهت نما موازی باشد. سپس نقطه B را در امتداد همان لبه قرار دهید. البته شما می توانستید از خود پیکان جهت نما یا یکی از خطوط موازی استفاده کنید ولی معمولا استفاده از لبه قطب نما راحت تر است. برخی معتقدند که در این مرحله باید با یک مداد، خطی در امتداد مسیر حرکت کشید ولی خلاف آن توصیه می شود زیرا این کار وقت گیر است بدون آنکه دقت را افزایش دهد.

 

اگر قصد دارید در منطقه ای ناشناخته، گردشی طولانی داشته باشید، همیشه

به نقشه ای خوب که عوارض زمین (مثل کوه، صخره، دریاچه) را تحت پوشش خود داشته باشد، نیاز خواهید داشت. بخصوص اگر از جاده خارج می شوید. همین رابطه متقابل نقشه و قطب نما است که تاثیر آن را دو چندان می کند

 

در هوای بارانی، نقشه ممکن است در اثر باران خراب شود و در هوای طوفانی نیز باد می تواند نقشه را با خود ببرد. در این حالت باید نقشه را در داخل کیسه پلاستیکی شفافی قرار داد و آن را طوری بست که باد آن را نبرد. از همه مهمتر چیزی که روی نقشه کشیده می شود می تواند جزئیات مهم آن را پنهان کند. باید دقت کنید که لبه قطب نما یا پیکان جهت نما از نقطه A تا B قرار گیرد. اگر اشتباه کنید دقیقا در خلاف نقطه مورد نظر حرکت خواهید کرد.

قطب نما را به صورت ثابت روی نقشه نگه دارید. در مرحله بعدی خطوط و پیکان تنظیم جهت را با خطوط نصف النهاری نقشه همراستا کنید. خطوطی از نقشه که به سمت شمال می روند مد نظر است. در حالی که لبه قطب نما به طور دقیق از A تا B کشیده شده، محفظه قطب نما را طوری بچرخانید که خطوط تنظیم جهت محفظه با خطوط نصف النهاری نقشه همراستا شود. در این مرحله کاری نداشته باشید که چه اتفاقی برای سوزن قطب نما می افتد.

چطور از قطب نما استفاده کنیم؟

اگر از موقعیت درست محفظه قطب نما مطمئن شدید، می توانید قطب نما را از روی نقشه بردارید. اکنون می توانید درجه محفظه را از جایی که پیکان جهت نما و محفظه با هم تلاقی می یابند بخوانید. مراقب باشید تا پیش از رسیدن به نقطه B هدف، محفظه نچرخد.

مرحله آخر مشابه بخش قبلی است. قطب نما را در دست گرفته کاملا صاف نگهدارید تا سوزن بتواند بچرخد. آنگاه ضمن اطمینان از عدم چرخش محفظه، خود شما، به همراه دستتان و کل قطب نما بچرخید. آن را همچنان بگردانید تا اینکه سوزن با خطوط داخل محفظه هم ردیف شود.

اکنون وقت حرکت است. ولی به منظور حد اکثر دقت باید به شیوه خاصی عمل کنید. قطب نما را در دستتان نگه دارید به گونه ای که سوزن کاملا در امتداد پیکان تنظیم جهت باشد. سپس با دقت تمام سمتی را به عنوان هدف انتخاب کنید که پیکان جهت نما نشان می دهد . در امتداد جهت تعیین شده، به نقطه خاصی از آن منطقه که تا جای ممکن در فاصله دوری قابل رویت باشد خیره شوید. سپس به آنجا بروید. فراموش نکنید که محفظه قطب نما نباید بچرخد. در جنگل متراکم شاید به چند بار انتخاب هدف نیاز باشد.

 

منبع:/article.tebyan.net

تصاویر متحرک چرخش زمین 

جمعه 16 آذر 1397, 23:39:00

1.gif 10.gif 11.gif 12.gif 13.gif 15.gif 16.gif 17.gif 18.gif 19.gif 2.gif 20.gif 21.gif 22.gif 23.gif 24.gif 25.gif 26.gif 27.gif 28.gif 3.gif 4.gif 5.gif 6.gif 7.gif 8.gif 9.gif

 

 

 

 

منبع: http://gif20.rozblog.com

جهت های جغرافیایی 

جمعه 16 آذر 1397, 23:21:00

جهت‌یابی به کمک ستاره قطبی

ستاره قطبی

در شب می‌توان به کمک ستاره‌ها و ماه جهت‌یابی نمود که البته بهترین روش به‌وسیله‌ی ستاره‌ی قطبی است. برای دیدن ستاره‌ی قطبی در آسمان شب ابتدا بایستی ستارگان دب‌اکبر یا ستارگان ذات الکرسی را پیدا نمود. ستاره دب اکبر (خرس بزرگ، هفت برادران و ملاقه‌ای از دیگر اسامی این مجموعه ستاره است) مجموعه‌ی هفت ستاره بوده که به شکل ملاقه در آسمان دیده می‌شوند. اگر فاصله دو ستاره لبه‌ی آبریز ملاقه را یک برابر در نظر گرفته و آن را پنج برابر کنید به ستاره‌ای می‌رسید که نسبت به ستارگان اطراف خود پر نورتر است. این ستاره‌ی قطبی بوده و دقیقاً بالای قطب شمال است. تقریباً قرینه‌ی ستاره‌ی قطبی با دب‌اکبر ستارگان ذات الکرسی که به آن ام دبلیو (مجموع پنج ستاره که به دلیل چرخش در آسمان شبیه M و گاهی اوقات W است) هم می‌گویند، بوده و اگر ستاره‌ی وسط حرف لاتین (M یا W) در مسیر مستقیم فاصله بین دو ستاره را پنج برابر بنمایید به ستاره‌ی قطبی می‌رسید.

صورت‌های فلکی ذات‌الکرسی و دبّ اکبر نسبت به ستارهٔ قطبی تقریباً روبه‌روی یکدیگر و دور ستاره قطبی خلاف جهت عقربه‌های ساعت می‌چرخند. اگر یکی از آن‌ها پشت کوه پنهان بود، با دیگری می‌توان ستاره‌ی قطبی را یافت. فاصله‌ی هر کدام از این دو صورت فلکی تا ستاره‌ی قطبی تقریباً برابر است.

اگر برای یافتن ستاره‌ها در آسمان از نقشه ستاره‌یاب (افلاک‌نما) استفاده می‌کنید، به خاطر داشته باشید که ستاره‌یاب‌ها موقعیت ستاره‌ها را در زمان، تاریخ و موقعیت جغرافیایی (طول و عرض جغرافیایی) خاصی نشان می‌دهند.

هر چه از استوا به سوی قطب شمال برویم، ستاره‌ی قطبی در آسمان بالاتر (در ارتفاع بیشتر) دیده می‌شود. یعنی ستاره‌ی قطبی در استوا (عرض جغرافیایی صفر درجه) تقریباً در افق دیده می‌شود، و در قطب شمال (عرض جغرافیایی ۹۰ درجه) تقریباً بالای سر (سرسو، سمت‌الرّأس، رأس‌القدم) دیده می‌شود. بالاتر از عرض جغرافیایی ۷۰ درجه شمالی عملا نمی‌توان با ستاره قطبی شمال را پیدا کرد.

جهت‌یابی با هلال ماه

ماه

اگر به هر دلیلی نمی‌توانید ستاره‌ها را ببینید، می‌توانید از ماه برای جهت‌یابی استفاده کنید. هلال ماه کهنه (نیمه دوم ماه قمری)

ماه به شکل هلال باریکی تولد می‌یابد و در نیمه‌های ماه قمری به قرص کامل تبدیل می‌شود. سپس در جهت مقابل هلالی می‌شود. در نیمه اول ماه‌های قمری قسمت خارجی ماه (تحدب و کوژی ماه، برآمدگی و برجستگی ماه) مانند پیکانی جهت غرب را نشان می‌دهد. در نیمه دوم ماه‌های قمری، تحدب ماه به سمت مشرق است.

اگر خطی از بالای هلال به پایین آن وصل کنیم و ادامه دهیم، در نیمه اول ماه قمری شکل p و در نیمه دوم شکل q خواهد داشت.

کره ماه در نیمه اول ماه‌های قمری پیش از غروب آفتاب طلوع می‌کند و در نیمه دوم پس از غروب، تا پایان ماه پس از نیمه‌شب طلوع می‌نماید.

پیدا کردن جنوب توسط ماه

اگر خطی فرضی میان دو نوک تیز هلال ماه رسم کرده و آن را تا زمین ادامه دهید، تقاطع امتداد این خط با افق، نقطه جنوب را [در نیم‌کره شمالی زمین] نشان می‌دهد.

این روش جهت‌یابی چندان دقیق نیست، ولی حداقل راهنمایی تقریبی را فراهم می‌سازد. در زمان قرص کامل نمی‌توان از این روش استفاده کرد. وقتی ماه به صورت قرص کامل است، می‌توان به کمک حرکت ظاهری ماه (که از مشرق به طرف مغرب است) جهت‌یابی کرد.

حرکت ظاهری ماه در آسمان از شرق به غرب است

حرکت ماه

خوشه پروین: دسته‌اى (حدود ده تا پانزده) ستاره، به شکل خوشه انگور، در یک جا مجتمع هستند که به آن مجموعه خوشه‌ پروین می‌گویند. این ستارگان مانند خورشید از شرق به طرف غرب در حرکت‌اند، ولى در همه حال دُمِ آن‌ها به طرف مشرق است.

ستارگان بادبادکی: حدود هفت -هشت ستاره در آسمان وجود دارد که به شکل بادبادک یا علامت سوال می‌باشند. این ستارگان نیز از شرق به غرب حرکت می‌کنند، و در همه حال دنباله بادبادکى آنها به‌طرف جنوب است.

کهکشان راه شیری توده عظیمی از انبوه ستارگان است که تقریباً از شمال شرقی به جنوب غربی امتداد یافته است. در شمال شرقی این راه باریک است، و هر چه به سمت جنوب غربی می‌رود، پهن‌تر می‌شود. هر چه به آخر شب نزدیک‌تر می‌شویم، قسمت پهن راه شیری به طرف مغرب منحرف می‌شود.

جهت‌یابی به وسیله حرکت خورشید

حرکت خورشید

خورشید تقریباً از شرق طلوع و در غرب غروب می‌کند. این موضوع را همه می‌دانند؛ ولی این مطلب فقط در اوایل بهار و پاییز صحیح است و در زمان‌های دیگر محل طلوع و غروب خورشید نسبت به شرق و غرب مقداری انحراف دارد. در تابستان شمالی‌تر از شرق و غرب و در زمستان جنوبی‌تر از شرق و غرب است. در اوایل تابستان و زمستان محل طلوع و غروب خورشید حداقل ۵/۲۳ درجه با محل دقیق شرق و غرب اختلاف دارد (به دلیل اختلاف مداری زمین با همین زاویه) که این میزان اصلاً قابل چشم‌پوشی نیست. از این رو این روش نسبتاً غیر دقیق است، تنها جایی که همیشه خورشید از شرق طلوع و در غرب غروب می‌کند استوا است. در نیمکره شمالی در هنگام ظهر نجومی، خورشید دقیقاً در جهت جنوب است و سایه اجسام رو به شمال می‌افتد. ظهر نجومی در موقعیت جغرافیایی شما هنگامی است که خورشید به بالاترین نقطه خود در آسمان می‌رسد. در این هنگام سایه شاخص به حداقل خود می‌رسد و پس از آن دوباره افزایش می‌یابد. حرکت خورشید از شرق به غرب است و این نیز می‌تواند روشی جهت یافتن جهت‌های جغرافیایی باشد.

جهت‌یابی با ساعت

ساعت

 اگر ساعت مچی عقربه‌دار را در کف دست به حالت افقی نگه داریم طوری که عقربه ساعت شما به طرف خورشید اشاره کند در این حالت نیمساز زاویه‌ای که بین عقربه ساعت شما و عدد ۱۲ تشکیل شده جهت جنوب را نشان می‌دهد. اینکه گفته می‌شود عقربه ساعت به طرف خورشید اشاره کند یعنی اینکه اگر چوب کبریتی را در مرکز ساعت قرار دهیم سایه آن موازی با سایه عقربه و برعکس آن باشد یا اینکه سایه عقربه ساعت‌شمار درست در زیر آن قرار بگیرد یا اگر چوبی ده - پانزده سانتی‌متری را در زمین به صورت عمودی قرار دهیم، ساعت طوری روی زمین قرار گرفته باشد که عقربه ساعت‌شمارش موازی با سایه چوب باشد.

دلیل اینکه زاویه بین عقربه و ساعت ۱۲ را نصف می‌کنیم این است که وقتی زمین یک دور به دور خورشید می‌گردد، ساعت ما دو دور کامل چرخیده است. این روش وقتی صحیح است که ساعت مورد نظر درست تنظیم شده باشد یعنی اگر در بهار و تابستان ساعت‌ها را یک ساعت به جلو می‌بریم باید اول آن را تصحیح کنیم سپس این عمل را انجام دهیم. همچنین در همه سطح کشور ساعت یکسانی وجود ندارد مثلاً در ایران حدود یک ساعت متغیر است.

ساعت صحیح هر مکانی در واقع همان ساعتی است که در هنگام ظهر نجومی ساعت ۱۲ را نشان دهد. در واقع برای تعیین دقیق جهت‌های جغرافیایی ساعت باید طوری تنظیم شده باشد که هنگام ظهر جنوبی ساعت ۱۲ را نشان بدهد. روش ساعت مچی تا ۲۴ درجه امکان خطا دارد، برای دقت بیشتر باید از آن در عرض جغرافیایی ۴۰ تا ۶۰ درجه استفاده کرد؛ هر چند در عرض جغرافیایی ۵/۲۳ تا ۵/۶۶ نتیجه قابل قبولی می‌دهد. هر قدر زمان به کار بردن روش به ظهر نزدیک‌تر باشد دقت آن بیشتر است.

* کشور ما دارای عرض جغرافیایی ۳۶ تا ۳۹ درجه است.

جهت‌یابی به وسیله سایه

یکی از دقیق‌ترین روش‌ها استفاده از سایه و خورشید است. در این روش به یک آسمان صاف و مقداری زمان نیاز داریم. در این روش به وسیله‌ای برای اندازه‌گیری جهات نیاز نیست. تنها به یک چوب صاف به طول یک متر و دو قطعه چوب یا سنگ کوچک نوک تیز و یک تکه نخ یا طناب نیاز داریم. در صبح و کمی قبل از ظهر، درجه‌بندی را شروع می‌کنیم. چوب بلند را به صورت قائم در زمین فرو می‌کنیم. زمین اطراف چوب باید افقی و هموار باشد. حال یکی از چوب‌های کوچک را در زمین و درست در جایی که سایه چوب بلند تمام می‌شود، فرو می‌کنیم. طناب را به پایه چوب بلند بسته و سر دیگر آن را به چوب بلند نوک تیز می‌بندیم به صورتی که وقتی طناب را کاملاً می‌کشیم، چوب نوک تیز به قطعه دیگری که در خاک فرو کرده‌ایم برسد. حال به کمک چوب نوک تیز یک نیم دایره بر روی زمین می‌کشیم و تا بعدازظهر صبر می‌کنیم. در طول روز سایه کوتاه و کوتاه‌تر شده و از ظهر به بعد دوباره بر طول آن افزوده می‌گردد. در ظهر و هنگامی که سایه در کوتاه‌ترین حالت خود قرار دارد بر روی نیم‌دایره راستای سایه را علامت می‌زنیم. در این حالت سایه راستای شمال را نشان می‌دهد. سرانجام سایه بلند می‌شود و دوباره به نیم‌دایره رسم شده می‌رسد. این نقطه را با چوب نوک تیز علامت می‌زنیم. اگر طناب یا ریسمانی برای رسم دایره نداشتیم می‌توان از یک چوب صاف بلند یا هر وسیله دیگری که بتوان با آن یک نیم‌دایره رسم کرد استفاده کرد.

ساخت قطب‌نمای طبیعت (سنجاق مغناطیسی)

روش دیگری که می‌توان برای مشخص کردن راستای شمال و جنوب استفاده کرد، ساختن یک قطب‌نمای ساده است. برای این کار نیاز به یک سنجاق آهنی و یک لیوان آب است. سنجاق باید سبک باشد تا روی آب شناور بماند. می‌توان از یک کاغذ یا برگ درخت در زیر آن استفاده نمود تا سنجاق به زیر آب فرو نرود. البته با چرب کردن سنجاق به کمک روغن نیز می‌توان از فرو رفتن آن جلوگیری کرد.

چنانچه سنجاقی که به کار می‌بریم مغناطیسی باشد در این حالت آن را روی آب قرار می‌دهیم و سنجاق می‌چرخد و برای ما راستای شمال – جنوب را نشان می‌دهد. اما اگر سنجاق مغناطیسی نباشد باید به کمک یک پارچه پشمی آن را مغناطیسی کنیم و سپس این روش را به کار بگیریم. این روش دارای اشکالی است، تنها راستای شمال - جنوب را مشخص می‌کند و برای ما محل شمال یا جنوب را مشخص نمی‌کند و ما باید به کمک روش‌های دیگر محل قطب‌ها را مشخص کنیم یا آنها را حدس بزنیم.

جهت‌یابی با کمک لانه مورچه‌ها

لانه مورچه

اگر قطب‌نما همراه نداشته باشید و هوا هم ابری باشد مورچه‌ها می‌توانند جهت‌ها را به شما نشان دهند. مورچه‌ها خاک لانه‌ خود را به سمت شرق می‌ریزند تا هنگام روز به عنوان سایه‌بانی برایشان عمل کند. مورچه‌ها خاک را از لانه بیرون می‌ریزند تا ذخیره‌گاه خود را وسیع‌تر کنند و آن را سمت شرق می‌ریزند تا هنگام روز راحت‌تر کار خود را انجام دهند. بدیهی است با شناختن شرق جهات دیگر را نیز به راحتی تشخیص می‌دهید.

مسیر حرکت رودخانه‌ها

بسیاری از رودها و نهرها در نیم‌کره شمالی زمین رو به جنوب سرازیر هستند؛ یعنی رو به استوا. این روند عمومی رودها است، ولی همیشه درست نیست. مثلاً رود نیل که تماماً در نیم‌کرهٔ شمالی است به سوی شمال جریان دارد و به مدیترانه می‌ریزد.

جهت‌یابی با تنه بریده شده درخت

تنه درخت جهت یابی

اگر جایی باشیم که کنده‌ی درخت بریده شده وجود داشته باشد می‌توان به کمک حلقه‌های سنی درخت، جهت‌یابی کرد؛ به طوری که آن سمت از درخت که حلقه‌های سنی آن تداخل بیشتری با هم دارند شمال را نشان می‌دهد .

اگر مقطع درخت بريده‌شده‌اى را نگاه کنيد، تعدادى دايره هم‌مرکز را مشاهده خواهيد کرد که هر يک از آنها نشان‌دهنده یک سال عمر درخت است. درختى که به‌طور دائم آفتاب به تنه‌اش بتابد، دايره‌هاى نشان‌‌دهنده عمر آن درخت در يک سمت به هم نزدیک‌تر شده و در سمت ديگر از هم دور خواهند بود. سمتى که دوايرش از هم دورتر هستند، سمت جنوب است (به علت تابش زياد آفتاب و رشد بيشتر آن) و سمتى که دوايرش به هم نزدیک‌ترند‌، سمت شمال است. لازم به ياد‌آورى است که در نيمکره جنوبى، جهت‌ها عکس اين وضعيت خواهد بود.

 جهت‌یابی به وسیله برف و ماسه بیابان

کویر

موج‌های پستی بلندی‌های برف در مناطق قطبی جهت باد را نشان می‌دهند. البته گاه به خاطر آن‌که این موج‌ها خیلی کوچک‌اند و از چند سانتی‌متر تجاوز نمی‌کنند، برای یافتن بادِ غالب نمی‌توانند کمک‌کار باشند، زیرا می‌توانند با هر باد تند موضعی به سرعت تشکیل شوند. در هوای برفی، آن طرف از اجسام که برف بیشتری در آن جمع شده است شمال را نشان می‌دهد. لازم به توضیح است که جمع شدن برف بیشتر در یک نقطه می‌تواند در اثر توپوگرافی (پستی‌ها و بلندی‌های سطح) زمین باشد لذا این روش، روش چندان مناسبی در جهت‌یابی نیست.

در بیابان‌ها انواع مختلف تلماسه‌ها وجود دارند که شکل آن‌ها جهت باد غالب را نمایان می‌سازد؛ همچنین در مورد تل یخ‌های قطب، در مناطقی که به شدت پوشیده از برف‌اند، باد غالب توده‌های برف را می‌راند و آن‌ها را تبدیل به تل‌های برآمده‌ای می‌سازد. این تل‌ها از چند سانتی‌متر تا یک متر ارتفاع دارند و موازی باد غالب تشکیل می‌شوند. در واقع برف از لحاظ فیزیکی شبیه ماسه عمل می‌کند.

جهت‌یابی به وسیله یک شاخص (چوب)

سایه جهت یابی

چوب یا میله نسبتاً صافی به طول نیم یا یک متر را به صورت عمودی در زمین صاف قرار دهید. نوک سایه شاخص را روی زمین علامت‌گذاری کنید. ۱۰ تا ۲۰ دقیقه بعد نوک سایه چند سانتی‌متر جابجا شده است. محل جدید آن را علامت‌گذاری کنید. از آنجا که جهت حرکت ظاهری خورشید در آسمان از شرق به غرب است جهت حرکت سایه‌اش در روی زمین از غرب به شرق است (در نیمکره شمالی سایه‌ها ساعت‌گَرد است). اگر دو نقطه علامت‌گذاری شده را به هم وصل کنیم جهت شرق و غرب را مشخص می‌کنیم. نقطه اول غرب و نقطه دوم شرق است. حال اگر طوری بایستیم که پای چپ ما روی نقطه اول و پای راستمان روی نقطه دوم باشد روبرویمان شمال و پشت سرمان جنوب است.

 

منبع: www.kojaro.com

آسیاب آبی  

شنبه 10 آذر 1397, 22:20:00

 

آسیاب های آبی ایران

 

آسیاب های آبی یا آسیا اووی دستگاهی بوده است که برای خورد کردن گندم و سایر غلات و برای درست کردن آرد وجود داشته است و با استفاده از تکنیک سرعت آب و یا فشار آب کار می کرده است در ایران تقریبا در هر شهری در قدیم آسیاب آبی وجود داشته امروز تقریبا چند مورد انگشت شمار هنوز کار می‌کنند آسیاب کاخک – بجنورد-آسیاب یزد و آسیاب‌آبی اشکذر -و آسیابهای آبی بسیار قدیمی مانند آسیاب آبی زیبد در پروژه‌های شهر سازی نابود شده‌اند… ساعت آبی و آسیاب آبی آسیاب بادی در ایران از قدمت تاریخی کهنی برخوردار است اما تحقیق مستقلی در این موضوع نشده است. بعضی اعتقاد دارند آسیاب بادی نخستین بار در ایران بکار گرفته شده است امروزه هنوز بقایای چندین آسیاب بادی در شهر کوچک نشتیفان خوافخراسان وجود دارد و تا چند سال قبل از انقلاب فعال بود.

اگرچه کتاب اصطخری که در آن اشاره به ساخت آسیاب بادی شده‌است مربوط به پیش از سال سال ۳۳۰ هجری خورشیدی (۳۴۰ هجری قمری) بوده‌است، ولی در یکی از کتاب‌های مسعودی که چند سال بعد نوشته‌شده است، به داستانی اشاره می‌شود که در آن یک ایرانی به نزد خلیفهٔ دوم، عمر،(سال ۱۳ هجری خورشیدی و قمری، سدهٔ هفتم میلادی) ادعا می‌کند که می‌تواند یک آسیاب بادی بسازد، و عمر نیز برای ثابت شدن این ادعا از او می‌خواهد تا این کار را انجام دهد، و او نیز موفق می‌شود. اشاره تاریخ نویسان به داستان کشته شدن یزدگرد ساسانی بدست آسیابان و اشاره به کشتار ایرانیان یک بار در الیس به فرماندهی خالد پسر ولید و یک بار در زمان امویان در گرگان به فرماندهی یزید بن مهلب از روایتهایی است که در آنها به آسیاب آبی و بادی آشاره شده است.

آسیاب‌های آبی دزفول

یکی از آثار ارزشمند تاریخی شهرستان دزفول به شمار می‌روند و به شماره ۳۹۸۴ در ردیف آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. این آسیاب‌ها دارای مالکیت خصوصی بوده که به آسیابان به اصطلاح محلی لُوینه می‌گفتند. تعداد آسیاب‌ها در دوره‌ صفویه حدود ۵۰ تا ۶۰ عدد بود که بخشی از آنها در اثر سیلاب‌های فصلی تخریب شدند. آسیاب‌های آبی دزفول در بخش‌های مختلف رودخانه دز قرار دارند. بخشی از آنها به فاصله حدود ۸۰۰ متر از سد تنظیمی (دزفول) و در جنوب تفریحگاه ساحلی دز، بخشی در زیر پل جدید (دوم) دزفول و بخشی دیگر نیز در کنار پل قدیم این شهرستان ساخته شده‌اند.

پیشینه تاریخی آسیابهای آبی دزفول در ارتباط با پل قدیم (دزفول) بوده که به دوره ساسانیان باز می گردد اما عمده آثار موجود از آسیاب‌ها که در سه بخش از رودخانه موجود است به دوره تاریخی صفویه و قاجاریه باز می گردد.این سازه‌ها از مصالحی چون قلوه سنگ رودخانه ایی، آجر و با ملات ساروج ساخته شده اند.شکل معماری آسیاب‌ها برگرفته از سبک معماری بومی شهرستان دزفول بوده و به صورت یک مجموعه به هم پیوسته ساخته شده و به هم مربط هستند.

آسیاب های آبی در کویر یزد

آسیاب که نام دیگر آن “طاحونه” است، در نقاط مختلف جهان به صورتهای متفاوتی وجود دارد و برای آرد کردن گندم و غلات دیگر جهت تهیه نان و مصارف مختلف از آن استفاده می‌شد.
آسیاب های آبی از جمله آثار تاریخی استان یزد محسوب می شود که معمولا در کنار آبادی ها و بر سر راه قنات ها ساخته شده اند.آسیاب دستی آن در خانه‌های قدیمی یزد ، با دو سنگ مسطح وجود دارد که روی هم قرار می‌گیرند.

دسته‌ای به سنگرویین متّصل است که با دست چرخانده می‌شوند و نام این نوع آسیاب، دستاس است که بدان “آردچی” و “آرچی” نیز می‌گویند.ساختمان داخلی آسیاب دارای چند اتاق به منظور استراحت آسیابان و انبار گندمهایی است که باید آرد شود.

 آسیاب آبی اشکذر
در گوشه و کنار ایران، آسیاب‌های فراوانی از دوره‌های مختلف تاریخی به جا مانده است که برخی از آنها به وسیله نیروی حیوانات کار می‌کردند و برخی مانند آسیاب‌های بادی نشتیفان در خراسان با نیروی باد به حرکت می‌افتادند و برخی نیز با نیروی آب، اما این موضوع که در دل کویری خشک و بی‌آب آسیابی ساخته شده باشد که نیروی محرکه آن آب باشد، امری شگفت‌انگیز به شمار می‌رود.
اگر می‌خواهید تنها آسیاب آبی جهان در دل کویر را ببینید باید کوله بار سفر را به استان یزد و کویر مرکزی ایران ببندید و از آسیاب آبی اشکذر دیدن کنید. این آسیاب در حاشیه غربی کویر یزد و در ضلع جنوب شرقی در ۲۰ کیلومتری شهر یزد در امتداد مسیر جاده اصلی رستاق که اشکذر را به بندر آباد و روستاهای مجاور متصل می‌کند، واقع شده است.
وقتی به این منطقه رسیدید انتظار دیدن یک رود و آسیابی با پره‌های بزرگ نداشته باشید. در حقیقت شما روی سطح زمین هیچ چیزی نمی‌بینید؛ چراکه کل مجموعه آسیاب در زیر زمین قرار گرفته است و آب مورد نیاز این آسیاب آبی به وسیله قنات و آب جاری شده در آن تامین می‌شود.

آسیاب آبی اشکذر یکی از ۱۰ آسیاب ثبتی استان یزد به حساب می آید که در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده و از ویژگی‌های منحصر به فرد آن می‌توان به مقرنس کاری فضای اصلی، نقوش هندسی در اطراف دیواره‌ها، آجرکاری ظریف در محوطه اصلی آسیاب و صحن آن اشاره کرد. این آسیاب در عصر آبادانی خود تنها آسیاب منطقه میبد تا اشکذر بوده و ساعتی سی و پنچ من شاه آرد از زیر سنگ‌های پر قدرت آن به دست می‌آورده‌اند.

آسیاب‌های آبی بشرویه با قدمت ۴۰۰ ساله

از دیگر آثار دیدنی و جالب توجه این شهرستان آسیاب‌های آبی است که در غرب بشرویه و در مسیر قنات این شهر، پنج آسیاب قرار دارد که بر اساس فاصله از شهر بشرویه به آسیاب اول تا پنچم مشهور هستند.

با توجه به وقف‌ نامه‌های موجود، این آسیاب‌ها قدمت ۴۰۰ ساله دارند و هر کدام از این آسیاب‌ها دارای یک گودال مدور است که شاخه‌ای از آب قنات به وسیله کانالی به داخل مخزن هدایت می‌شود و پس از انباشته شدن در مخزن با شدت و فشار به بخش زیرین آسیاب هدایت می‌شود و پره‌های چرخ چوبی آسیاب را به حرکت در می‌آورد.

چرخ آسیاب با هرمی به سنگ وصل شده و با چرخش سنگ، گندم کم‌کم به درون سنگ هدایت می‌شود و و پس از آرد شدن به کناره‌های سنگ منتقل می‌گردد.

آسیاب‌های بشرویه از سمت بشرویه به نام آسیاب اول(سروش)، دوم(میرزا)، سوم(زنگی)، چهارم( آقا) و آسیاب پنجم (دهنه) هستند که آسیاب دهنه از همه قدیمی‌تر است و قلعه دختر بشرویه نیز در مجاورت آن قرار دارد.

از ویژگی‌های بارز آسیاب‌های آبی بشرویه، فعال بودن آنها است که در حال حاضر سه آسیاب به فعالیت خود ادامه می‌دهند و طی چند سال اخیر با اقدامات میراث فرهنگی بشرویه و شهرداری برای احیا و بازسازی و فراهم کردن محیط مساعد برای تفریح مسافران و گردشگران، به نقاط گردشگری تبدیل شده است.

آسیاب آبی 3

آسیاب آبی2

بشرویه

بشرویه ادیت1

بشرویه ادیت2

بشرویه ادیت3

بشرویه 4

بشرویه 5

دزفول

دزفول2

 

 

منبع: http://arktourism.ir

 

آسیاب بادی 

شنبه 10 آذر 1397, 22:14:00

به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران،از خراسان جنوبی و شهرستان قاین که به زعفرانش مشهور است به سمت شمال حرکت می‌کنم. مقصد خواف است.

خواف یک دنیا تاریخ در خود نهفته دارد و زمانی از تربت حیدریه تا بخشی از افغانستان گسترده شده بوده و حدود 10 برابر خواف فعلی وسعت داشته است. رونق این منطقه در گذشته بسیار بوده و در کتب تاریخی زیادی به آبادی‌های خواف اشاره شده است. همچنین بخشی از جاده ابریشم از خواف می‌گذشته است.

خواف و سرزمین‌های اطراف آن زادگاه و پرورش دهنده افراد بزرگی بوده است. دو مدرسه غیاثیه و نظامیه در این منطقه قرار گرفته است که از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین مدارس زمان خود بوده‌اند.
 


در میانه‌های مسیر قاین به خواف و نزدیکی روستای تپه خان از استان خراسان جنوبی خارج شده و وارد استان خراسان رضوی می‌شوم.

بنیاباد، مهرآباد، ارگ قلندر، علی آباد، گورکی، بیاساباد و 18 کیلومتر بعد به نشتیفان می‌رسم. از کنار جاده بنا‌های بزرگی من را متوجه خود می‌کند. با کمی پرس و جو مطمئن می‌شوم که مقصد بعدی توقف همینجاست.

آسیاب‌های بادی نشتیفان (Nashtifan) واقع در استان خراسان رضوی و شهرستان خواف، بازمانده از دوره صفوی است که هنوز پابرجا مانده و قابلیت استفاده دارد.

البته این آسیاب‌ها اکنون دیگر مورد استفاده عموم مردم نیستند و یکی از آنها به صورت نمادین برای گردشگران فعال شده است.

در گذشته در شرق ایران از خراسان گرفته تا سیستان و بلوچستان آسیاب‌های بادی بسیار رایج بوده‌اند که به آنها آس باد گفته می‌شود. «آس» به دو سنگ مسطح و گرد می‌گویند که روی هم قرار گرفته و غلات را با آن آرد می‌کنند. وقتی این سنگ با قدرت باد کار کند به آن آس باد و وقتی با قدرت آب به حرکت در‌آید به آن آس آب می‌گویند.
 


اصلی‌‌ترین منبع انرژی آس​بادها، باد‌های معروف 120 روزه سیستان است که نه فقط در همان 120 روز بلکه در تمام مدت سال اثرات آن وجود دارد، البته باد‌های دیگری مانند باد نیشابور نیز محرک این آسیاب‌ها بوده‌اند.

باد‌های ۱۲۰ روزه سیستان در دوره گرم سال و معمولاً در بازه اواسط اردیبهشت تا اوایل پايیز و معمولاً بیش از ۱۲۰ روز می‌وزد. معمولاً اوایل خرداد تا اوایل پايیز این باد‌ها قدرت و شدت بیشتری دارند. منشأ باد‌های ۱۲۰ روزه که در اصطلاح محلی به بادکوه معروف است، ارتفاعات پربرف کوه بابا در هندوکش می‌باشد. وجود باد‌های شدید از یک طرف و نبود آب از طرف دیگر باعث رونق آسیاب‌های بادی در شرق ایران زمین بوده و موجب اهمیت آن شده است.

نشتیفان نیز تحت تاثیر همین باد‌ها نام‌گذاری شده است. به جهت وزش باد‌های زیاد در این منطقه، اینجا نشتیفان نام گرفته که از نیش توفان می‌آید. هر چند که آسباد‌های نشتیفان به شماره 7490 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده و به خوبی از طرف سازمان میراث فرهنگی مرمت شده است اما به نظر می‌رسد اهمیت این اثر ملی هنوز برای اهالی روشن نشده است.
 


وقتی یک اثر ثبت ملی می‌شود نیاز به مراقبت دارد. جدا از تمهیداتی که برای ماندگاری آن بنا می‌شود، خود مردم آن منطقه همه باید نسبت به ارزش آن اثر واقف شوند و نسبت به همه چیز آن حساس باشند از جمله ظاهر و نمای آن اثر ثبت شده. متاسفانه در زمان بازدید ما، اطراف تابلوی اطلاعات گردشگری و معرفی آسباد‌های نشتیفان بهترین مکان برای قرار گرفتن وسایل مازاد منازل روستاییان شده بود.

در گذشته در خراسانات بزرگ، آسباد‌ها از خواف تا نهبندان وجود داشته است اما اکنون به غیر از نشتیفان، آسباد‌های خوانشرف در نهبندان تنها بازمانده‌های آن هاست.

بنای آسباد از ساده‌‌ترین مصالح شامل خشت و گل و چوب ساخته شده و ساختمان آن از دو طبقه اصلی تشکیل شده است.

طبقه همکف که سالن اصلی آسباد به حساب می‌آید، محل قرار گرفتن سنگ بزرگ و مدور آسیاب است و کار اصلی آسیاب غلات در اینجا انجام می‌شود. از این طبقه به عنوان انبار غلات هم استفاده می‌شود. در طبقه دوم که همان پشت بام آسباد محسوب می‌شود پره‌ها و تیرک‌های متصل به آن قرار گرفته است.

پره‌های آسیاب از چوب ساخته شده است و سبک است تا به راحتی حرکت کرده و بتواند سنگ بزرگ طبقه زیرین را به حرکت در آورد. در مناطق گرمسیری‌تر جنس پره‌ها متفاوت است. در آسباد خوانشرف نهبندان برای پره‌ها از شاخه‌های نخل استفاده شده است.

آسباد‌ها معمولاً در کنار هم و متصل به یکدیگر ساخته می‌شوند تا در برابر باد‌های 120 روزه مقاوم بمانند. نکته جالب در معماری آسباد، قرار گرفتن در ورودی آسباد، پشت به جهت باد است که نشان از خوش فکری و توجه به تمام زوایای یک معماری خاص دارد.

در زمان حضورم در نشتیفان موفق می‌شوم دقایقی کار آسیاب را ببینم اما نه با نیروی باد بلکه به صورت دستی و با چرخاندن سنگ آسیاب توسط خودم! سنگ آسیاب سنگین است و نیروی اولیه زیادی برای حرکت نیاز دارد اما حرکت که شروع شد ادامه آن بسیار راحت‌تر است. حال فرض کنید که باد بخواهد این سنگ را به حرکت در بیاورد. 

قطعاً شدت باد باید بسیار زیاد باشد و البته جهت وزش باد هم باید به گونه‌ای باشد که به درستی در میان پره‌های آسباد قرار گیرد و باعث حرکت آن شود. با وزش باد، پره‌ها حرکت کرده و اهرمی که به طبقه پايین و سنگ آسیاب متصل است شروع به چرخش می‌کند و از سویی دیگر غلات در بین دو سنگ قرار گرفته و آسیاب می‌شود. یک سیستم ساده و فوق‌العاده شگفت انگیز در زمان خودش که نیاز به هیچ گونه منبع انرژی به جز باد نداشته است.

 

 

منبع: www.yjc.ir

چادر نشین ها  

شنبه 10 آذر 1397, 22:04:00

شیوه زندگی چادرنشینی - دامپروری

 

     شيوه زندگى چادرنشينى - دامپرورى
با پايان دوره يخبندان و شروع عصر گرم زندگى غارنشينى به پايان رسيد و انسان‌ها در دشت‌ها و بيابان‌ها سرگردان شدند. آنها در شرايطى اين زندگى تازه را آغاز کردند که صاحب بسيارى از مصنوعات دستى بودند، آتش را کشف و مهار کرده بودند، ابزارهاى متعدد سنگى ساخته بودند. طرز تهيه پوشاک و غذا را آموخته بودند. آثار هنرى فراوانى را مثل نقاشى و مجسمه‌سازى آفريده بودند.
 
بنابراين يک گروه انسانى بودند که با زمينه‌هاى فرهنگى چند صدهزار ساله وارد محيط تازه‌اى شدند. آنها حيواناتى مثل سگ، اسب، گاو، گوسفند و بز را برحسب شرايط منطقه زيست‌شناسان، به دام انداخته و نگهدارى مى‌کردند. اين حيوانات گاهى به‌عنوان ابزار دفاعي، گاهى به‌عنوان وسيلهٔ کار و گاه به‌عنوان منابع اساسى غذائى مورد استفاده قرار گرفت.
 
در دوران غارنشيني، به‌تدريج، تأمين قسمتى از نيازمندى‌هاى جامعه، مثل روشن نگه‌داشتن آتش، دوختن لباس با استفاده از پوست جانوران و قطعات چوب و استخوان حيوانات به‌عهده زنان واگذار شد. با اين تقسيم کار، زنان مدت زمان بيشترى در محل زندگى ساکن بودند. اين شيوهٔ زندگى براى زنان سبب شد که آنها به نگهدارى دام‌ها بپردازند. به اين ترتيب در کنار شکار که از وظايف اصلى مردان بود، پرورش دام‌ها نيز مورد توجه قرار گرفت. دامپرورى منبع غذائى مطمئنى براى انسان بود و تکامل آن سبب دور شدن انسان از شکار شد. روزگارى دامپرورى براى زنان، و به‌ويژه براى کودکان، جنبهٔ سرگرمى و گذاران اوقات فراغت داشت، ولى زمانى بعد شکار عنوان تفنن و تفريح را پيدا کرد و دامپرورى نظام مسلط معيشتى انسان گرديد. به اين ترتيب اهلى کردن دام‌ها و پرورش آنها، که طى هزاران سال تحقق پذيرفته، زندگى انسان را وارد مرحله تازه‌اى کرد که سرآغاز عصر توليد خوراک است. کشف اين هنر بزرگ سبب گسترش گروه‌هاى انسانى در مناطق بيشترى از کرهٔ زمين شد.
 
انسان غير دامپرور نيازى به ساختن مسکن و يا پناهگاه نداشت تا اينکه زندگى غارنشينى را ترک کرد و زندگى جديد را آغاز نمود، از اين‌رو با استفاده از مهارت‌ها و تجربياتى که طى اعصار و قرون متمادى به‌دست آورده بود، به ساختن نوعى چادر پرداخت.
 
با پرورش دام انواع فرآورده‌هاى دامى مثل شير، گوشت و... جزء غذاى انسان درآمد اين تغيير يا تکميل رژيم غذائى در دگرگونى‌هاى اورگانيکى انسان تأثيرات قابل ملاحظه‌اى به‌جاى گذاشت. انقلاب اوليه جمعيت را مى‌توانيم نتيجه اين تغيير اساسى در سيستم تغذيهٔ انسان بدانيم.
 
افزايش جمعيت و در پى آن، افزايش نيازمندى‌ها و مصرف زياده از حد امکانات پيرامون انسان سبب شد که آذوقهٔ موجود رو به نقصان يا کميابى رود. تغييرات جوى و زمستان‌هاى طولانى امکانات تعليف دام‌ها را ضعيف نمود. اين تغييرات انسان را مجبور کرد که چادرهاى پوستى و احشام خود را به مناطقى منتقل نمايد که از امکانات لازم براى تغذيه خود و دام‌هايشان برخوردار باشد.
 
تعمق در اين انقلابات نشان مى‌دهد که عصر دامپرورى يا چادرنشينى منشاء تحولات و ترقيات شگرفى در زمينه‌هاى تحولات و ترقيات شگرفى در زمينه‌هاى مختلف فرهنگى جامعهٔ انسانى بوده است. نتيجه اصلى ناشى از اين تحولات، جابه‌جائى گروه‌هاى انسانى است، که سبب برخورد نژادها و اقوام مختلف در مسير حرکت آنها شد و آگاهانه و غيرآگاهانه اشاعه و انتقال فرهنگ‌ها را سبب شد. بيشترين پيامد اين انتقال و اشاعه فرهنگي، تشديد حرکت تکاملى فرهنگ و شيوهٔ زندگى انسان بوده است.
 
از ويژگى‌هاى ديگر اين دوره جنگ‌ها و منازعات مداومى است که بر سر دستيابى به مراتع و چمنزارها بين گروه‌هاى مختلف چادرنشين به‌وقوع پيوسته. اين جنگل‌ها اگرچه ضايعات و تلفات فاراوانى در پى داشته است، اما در عين حال در پيدايش نهادها، رسوم و سنت‌هاى اجتماعى نقش عمده‌اى داشته. اطاعت از بزرگترها، فرمانروايان و قبول سلسله مراتب فرماندهى و تسليم بدون قيد و شرط در مقابل بزرگترها و نيرومندان طايفه، از جمله آثار فرهنگى اين منازعات بود زيرا پذيرفتن اين رسوم سبب حفظ و انسجام قبايل شد.
 
زندگى چادرنشينى و دامپرورى سبب پيدايش قوانين، عرف، سنت‌ها، رسوم، معتقدات، نهادهاى اجتماعي، که بيشتر قبيله‌اى و خاص بوده است،شد. پيوستگى قبايل و گروه‌هائى بزرگى از بيابانگردان را شکل داد و پيدايش مليت‌ها، يکجانشيني، کشاورزى و شهرنشينى را امکان‌پذير ساخت.
 
نمونه‌هاى هر يک از مراحل سه‌گانه فوق، که زير عنوان جنگل‌نشيني، غارنشينى و چادرنشينى به‌طور خلاصه مطرح گرديد، در حال حاضر در مناطق مختلف کره زمين، از اسکيمو‌هاى شمالى تا صحراهاى گرم و خشک استراليا، قاره آمريکا، آسيا و مناطق استوائى و گرم آفريقا و غيره وجود دارند، مثلاً در برخى از مناطق آفريقائى قبايلى وجود دارند که هنوز از لحاظ سخن گفتن، توليد غذا، ايجاد مسکن، پوشاک و غيره مشابه مردمانى هستند که صدها هزار سال پيش زندگى مى‌کرده‌اند. آنها مانند ميمون‌ها از ميوه‌هاى جنگلي، گوشت خام جانوران و... استفاده مى‌کنند. چنين مردمانى در جزاير پراکنده و دور افتادهٔ اقيانوسيه و جنگل‌هاى هند شرقى وجود دارند، همين خصوصيت در مورد زندگى و فرهنگ غارنشينى و چادرنشينى مصداق دارد (رجوع کنيد به: مارى جورى کوثنل و سى‌اچ‌بى کوثنل، زندگى روزمره انسان ماقبل تاريخ، ترجمهٔ اسدالله ملک کيانى).
 

روى‌هم رفته انسان‌شناسان با استفاده از اطلاعاتى که در مورد زندگى کنونى قبايل غيرمتمدن جنگل‌نشين، غارنشين، چادرنشين و بيابانگرد به‌دست آورده‌اند توانسته‌اند شيوهٔ زندگى انسان را در اعصار گذشته مورد بررسى قرار دهند. در اين مطالعه با مقايسهٔ فرهنگ جوامع مختلف مى‌توان ريشه‌هاى مشترک بين برخى از آداب و رسوم و معتقدات اقوام متمدن و اقوام غيرمتمدن امروزى را کشف کرد.

 

منبع: http://vista.ir

 

مخلوط ها 

جمعه 25 آبان 1397, 23:33:00

 

  

مخلوط ها

چکیده: می دانید که مخلوط (ماده ناخالص) از ذره های متفاوتی تشکیل شده است. مخلوط ها به دو دسته همگن و ناهمگن تقسیم می شوند. در این درس به بررسی انواع مخلوط ها و مقایسه ویژگی های آنها با یکدیگر می پردازیم.

شرح درس:
مهمترین انواع محلول ها به قرار زیر می باشند:
• محلول
• کلویید
• سوسپانسیون

مخلوط ها

 

 

همانطور که می دانید محلول، مخلوطی همگن و شفاف است که ذره های تشکیل دهنده آن به طور یکنواخت در یکدیگر پخش شده اند و خواص آنها در همه بخش ها یکسان است. هر محلول یک فاز دارد و حداقل اجزای تشکیل دهنده آن حلال و حل شونده می باشند. ذرات سازنده محلول ها، یون ها یا مولکول ها هستند که اندازه آنها کمتر از یک نانومتر می باشد.
کلوییدها مخلوط هایی ناهمگن و کدر یا مات هستند. اصطلاح کلویید از ترکیب دو واژه یونانی Kolla و Eidos به دست آمده است. کلمه Kolla به معنای چسب بوده و پسوند Eidos معنای مشابه یا مانند را دارد. این اصطلاح نخستین بار در سال 1861 میلادی توسط توماس گراهام، محقق انگلیسی به کار رفت. او این واژه را برای دسته بندی عده ای از اجسام که بی شکل یا ژلاتینی هستند به کار برد. البته امروزه واژه کلویید در مورد رنگ های پوششی، سرامیک ها، مواد آرایشی، پاک کننده ها، مواد غذایی و بسیاری دیگر که زندگی روزانه ما به شدت به وجود آنها وابسته شده است نیز به کار می رود.

 

مخلوط ها

 

 

کلویید از دو جزء فاز پخش کننده و پخش شونده تشکیل می شود و حداقل تعداد این فازها 2 می باشد. ذره های تشکیل دهنده کلویید ها مولکول های بزرگ یا توده های مولکولی هستند که اندازه آنها بین 1 تا 100 نانومتر می باشد.
توجه: توده های مولکولی ذره هایی هستند که از گرد همایی چند مولکول پدید می آیند.
سوسپانسیون ها نیز مخلوط هایی همگن با دو جزء فاز پخش کننده و فاز پخش شونده می باشند که حداقل تعداد این فازها 2 می باشد. ذره های سازنده سوسپانسیون توده های مولکولی بزرگ یا ذره های بسیار کوچک ماده با اندازه ای بزرگتر از 100 نانومتر می باشند. خاکشیر یک نمونه سوسپانسیون است که فاز پخش کننده آن آب و فاز پخش شونده آن دانه های خاکشیر می باشد. سوسپانسیون ها از ظاهری کدر یا مات برخوردارند.
نکته: ذره های تشکیل دهنده محلول ها و نیز کلویید ها با گذشت زمان ته نشین نمی شوند بنابراین محلول ها و کلوییدها پایدار هستند اما ذره های تشکیل دهنده سوسپانسیون با گذشت زمان ته نشین می شوند به همین دلیل گفته می شود سوسپانسیون ها پایدار نیستند زیرا فاز جامد درون آنها تمایل به ته نشین شدن دارد. هم چنین ذره های تشکیل دهنده محلول ها یا کلویید ها را می توان از کاغذ صافی عبور داد و امکان جدا کردن آنها از یکدیگر وجود ندارد. اما ذره های تشکیل دهنده سوسپانسیون ها به قدری بزرگ هستند که از منافذ کاغذ صافی عبور نمی کنند. بنابراین به کمک یک کاغذ صافی می توان این ذرات معلق را از مایع جدا کرد.

اندازه ذرات: محلول<کلویید<سوسپانسیون

 

 

 

 

 

مخلوط ها

 

 

نکته: کلویید خصوصیاتی بین محلول و سوسپانسیون دارد که در واقع می توان کلویید را پلی میان محلول و سوسپانسیون فرض کرد.

مخلوط ها
 

 

مرکز یادگیری سایت تبیان – تهیه و تنظیم: مهسا شاه حسینی

صفحه 1 از 3 1 2 3 > >>